• 1403/11/23
  • - تعداد بازدید: 32
  • زمان مطالعه : 4 دقیقه

نشست صمیمانه اساتید همراه با طعم شیرین خیال در غزلیات حافظ

به گزارش دفتر هم اندیشی اساتید نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی شیراز، نشست صمیمانه اساتید با موضوع طعم شیرین خیال در غزلیات حافظ با حضور استاد رضا طبیب زاده شاعر و مسئول مرکز به همت دفتر هم اندیشی اساتید و نخبگان نهاد رهبری در تاریخ شنبه۱۳ بهمن ماه در دانشکدۀ بهداشت تغذیه برگزار شد.
 
گزیده ای از صحبت های استاد به شرح زیر است:
شعر خوب، خلق و کشف زیبایی می‌کند و با ارائه‌ی زیبا به مخاطب، به او لذت می‌بخشد. از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی، شعر خوب، مخاطب را به شگفتی (تعجیب) و خیال‌پردازی (تخییل) وامی‌دارد و مخاطب از همین لذت می‌برد.
 
شعر بیان چیزی است که قابل بیان با کلام عادی نیست. بیان حال و احساسی است که در شکل معمول زبان نمی‌گنجد. به همین دلیل، زبان شعر، زبان مجاز و رمز و راز است. هرچه قوه تخیل و ذوق (توانایی لذت بردن از اثر هنری) در ما قوی‌تر و وسیع‌تر باشد، لذت بیشتری از خواندن و شنیدن شعر می‌بریم.
 
این مسأله در ادبیات عرفانی بسیار پررنگ‌تر و عمیق‌تر است. در این ادبیات، اغلب کلمات، معنایی فراتر از معنای ظاهری خود دارند. لذا برای فهم درست آن، باید با معانی آن زبان آشنا بود.
حافظ، اشعارش را در گفتمان شعر عرفانی و با آن ادبیات سروده است؛ حتی با فرض زمینی بودن شعر حافظ، نمی‌توان استفاده از زبان ادبیات عرفانی توسط او را انکار کرد.
 
شناخت زمینه‌های فکری، مطالعاتی، اجتماعی سیاسی و تاریخ حافظ، به ما در فهم عمیق‌تر و لذت بردن بیشتر از شعر حافظ کمک می‌کند. با توجه به این، آشنایی ما با ادبیات و عقاید و جهان‌بینی عرفانی، قرآن، وضعیت اجتماعی دوران حافظ به ویژه در شیراز و ... باعث بهتر فهمیدن شعر حافظ می‌شود.
حافظ گاهی در عین سادگی بیان، شکوه شاعرانه دارد و گاه این شکوه و عظمت را در لایه‌های تو در توی خیال و تصویر به نمایش می‌گذارد. یکی از غزل‌های حافظ که ابیات تصویری لایه‌مند دارد، غزلی است با این مطلع:
زلف آشفته و خوی کرده و خندان ‌لب و مست
پیرهن‌چاک و غزل‌خوان و صراحی در دست
...
حافظ در یک مصرع از این شعر دو تصویر که هرکدام چند لایه دارند عرضه می‌کند: نرگسش عربده‌جوی و لبش افسوس‌کنان
ارائه چند تصویر همزمان صرفا با چهار کلمه، از نبوغ و مهارت حافظ سرچشمه می‌گیرد.
 
این غزل ابیاتی با ظاهری بسیار عاشقانه دارد و ابیاتی با مایه‌ی اعتراض سیاسی و اجتماعی. رندانگی و طنازی حافظ در این شعر نیز مانند بسیاری از غزل‌های او خودنمایی می‌کند. آن‌جایی که می‌گوید: برو ای زاهد و بر دردکشان خورده مگیر / که ندادند به ما تحفه جز این روز الست، هم به زاهدان ریاکار طعنه می‌زند و هم عقاید جبرگرایانه‌ی آنان را به چالش می‌کشد.
 
اما اگر نگاه عارفانه را به حافظ نسبت دهیم، آن‌گاه همان تصاویر عاشقانه و این طعنه زدن به دینداران، معنایی کاملا متفاوت می‌یابد. مثلا آن‌جا که باده‌ی شبگیری که همان معشوق زلف‌آشفته و خوی‌کرده و ... به او داده، فیض الهی است که در ضمیر سالک تابانده شده و اینک انتظار می‌رود که شب‌ها جز به تهجد و شب‌زنده‌داری نپردازد: گفت ای عاشق دیرینه‌ای من، خوابت هست؟! / عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند / کافر عشق بود گر نشود باده پرست!
 
وی با بهره‌مندی از فیض الهی، وظیفه دارد در برابر انحرافات و بدعت‌ها و کندروی‌ها و تندروی‌های به ظاهر مذهبی بایستد. شاید آن‌گونه که سیره نبوی بود که پس از اولین نزول وحی، سنگینی دریافت آن چنان ایشان را منقلب کرد که به خانه آمد و خود را در گلیمی پیچاند، اما معشوق حقیقی مجددا بر او وحی فرستاد که حال که از این فیض بهره برده‌ای، دیگر جای استراحت نیست و باید برخیزی و جلوی انحراف را بگیری: یا أیّها الْمدّثّر قمْ فأنذرْ ؛ یا: ومن اللّیْل فتهجّدْ به نافلةً لّک .
والله عالم
اما آن‌چه روشن است این است که شعر حافظ صرفا در لایه اول و ظاهری خلاصه نمی‌شود و نیز می‌توان برداشت‌های گوناگون از آن کرد؛ تا خواننده چگونه بیاندیشد و در ناخودآگاهش چه بگذرد که با خواندن شعر حافظ، چه برایش تداعی شود.
  • گروه خبری : اخبار
  • کد خبری : 118208
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید